تبلیغات
Sun Eight | پایگاه اینترنتی و تخصصی رضوی - آفتاب بی‌نهایت ...

 

                                                                         

            

name jaygozin ax

 

 
           تاریخ : سه شنبه 1392/09/12 | 09:56 ب.ظ | نویسنده : علی بشارت لو  


آفتاب بی نهایت ...

حالا كه ماه سوم پاییز رسیده است، حاج حسن بیشتر فرصت می‌كند به زیارت برود. دیگر نه گندمی برای درو هست و نه سیبی روی شاخه‌ها برای چیدن.
از خانه حاج حسن با آن دیوارهای آجری بندكشی شده‌اش تا حرم راهی نیست. چند سالی می‌شود كه آن خانه قدیمی و پنجره‌های چوبی‌اش در محاصره سایه برج‌های بتونی درآمده‌اند و آفتاب زاویه‌دار پاییزی، توان این را ندارد كه خود را پهن كند روی تنها درخت باقی مانده حیات كه حالا دیگر برگی ندارد.حاج حسن ترجیح می‌دهد همان اول صبح به زیارت برود و قرارش با آفتاب را هم بگذارد در گوشه‌ای از صحن انقلاب اسلامی.چند سالی هست كه حوری خانم ساكن آپارتمان‌ كوچكی در یكی از شهرك‌های تازه‌ساز حاشیه شهر است، آفتاب در مجتمع محل سكونت حوری خانم به تعداد پنجره‌ها جیره‌بندی است. اما حوری خانم به یك عادت و عهد قدیمی پایبند است.مثل همیشه یك تسبیح آبی، یك كتاب دعا با جلد زرد و اتوبوسی كه اول صبح او را تا حرم می‌رساند.حوری خانم خوب می‌داند كه در حرم به‌قدر تمام پنجره‌های كوچك و بزرگی كه دیده و ندیده است آفتاب وجود دارد؛ همان‌طور كه حاج حسن می‌داند اینجا سایه بلندترین برج هم نمی‌تواند جلو تابش خورشید را بگیرد.

متن : حمید سبحانی

عكس : محمد زائرنیا


 

موضوع : مطالب علمی رضوی،  مقالات رضوی، 

برچسب ها: آفتاب بی نهایت، امام رضا (ع)، نکته های کوتاه،  

امتیاز مطلب :